my disturbed mind

. pain demands to be felt .


این روزهایم . . .

فرجه ها شروع شده و دیگه برگشتم خونه تا 20ام ک امتحانا شروع میشه.

خوابم بسیار آشفته شده و ذهنم درگیرتر از همیشه

مسئولیت های دانشگاه و انجمن و سرآمدها ک کلا ب ی ورمه (درواقع انجامشون میدم اما اونقدرا اذیت کننده نیستن)، بیشترین چیزی ک رو مخمه این چندروزِ مونده ب یکسال نبودنشه. اینکه هنوز نتونستم ب خونوادم برای ریکاوری کمک آنچنانی بکنم مشوشم میکنه.

ضمن اینکه بستگان کَس کُشمان نتونستند عروسی دخترعمه ی مزخرفم رو بندازن عقب تر ک رسما یکسال از اون فاجعه بگذره و انتظار دارن سالگرد رو 2هفته بندازیم جلوتر ک وجدان نداشته شون راحت باشه! حالم از عمم ب هم میخوره.

همینا باعث میشه بابا بدتر از همیشه باشه هرچند بشدت درونگراست!

کلی باید درس بخونم و اگر سالگرد دو هفته عقب بیفته، میفته تو روزی ک من صبحش امتحان دارم و اصلا نمیدونم باید چی کار کنم؛ شاید حذف پزشکی!

این کمتر از یک ماه باقی مونده هم ب خیر بگذره . . .

 اینستامو لاگ اوت کردم. خیلی تو زندگیم از همین طریق فضولی می شد و رسما بقیه فک میکنن چون داداش نیست اونا حق دارن ب خودشون اجازه دخالت تو زندگی من رو بدن! اینم از مواردیه ک رو مخه حسابی.

امیدوارم تموم شه

تموم شم زودتر

    باد ما را با خود خواهد برد،

    یاد ما را در خود خواهد داشت اما؟

خواب های منم آشفته س! البته جنبه ی طنز پیدا کردن از شدت آشفتگی : / 
باز هم فرصت بده به خودت و به همه.
 موفق باشی :*

چشم (:
امیدوارم به موقع برگزار بشه ولی راجع به این حذف پزشکی حواست باشه چون بعضی دوستام درخواست دادن قبول نکردن و مشروط شدن ....
اخرین باری ک ی عده تو کارام سرک کشیدن از دم بلاک شدن :دی
موفق باشی رفیق جان :)
این ی ۲واحدیه عمومیه. فک نکنم ب مشروطی بکشه 
منم بلاک کردم 😆
ممنونم عزیز جان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan