my disturbed mind

. pain demands to be felt .


ای کاش منی تو . . .

کاش زندگی ی اپشنی داشت ک حداقل خودم خانوادم رو انتخاب میکردم ن حتی اینکه اصلا ب دنیا بیام یا نه!

همیشه بچه خیلییی دوست داشتم و دارم البته.خیلی دوست ساعت ها باهاشون وقت بگذرونم و کمی قاطی دنیاشون بشم اما هیچوقت هیچوقت بچه دار نخاهم شد.

هرگز مادر نمیشم. ابدا ب خودم اجازه نمیدم باعث ب دنیا اومدن کسی بشم ک بعدها قطعا کوتاهی هایی نسبت بهش خاهم داشت و مطمئنا مثل من از اینکه ازش نپرسیده بودن میخای بری یا نه شاکی خواهد بود. فوقش ب خاطر عشقم ب بچه ها هفته ای چند ساعت ب طفلکیای تو پرورشگاه ها سر بزنم.

کاش هرچه زودتر از این خونه برم دگ. هرچند از خونه تا همدان راهی نیست اما هرچی باشه اونجا دگ خونه نیست. یارو اومده میگه بابا برو کلاس و برگرد راااحت. حال داذی غذا بپری و لباساتو خودت بشوریا!؟ دلم میخاد بکوبم تو دهن اینا. یکی  نیست بگه بابا من با غذای اماده ی مامانم راحتی رو حس نمیکنم. من کل ارتباطی ک میتونم با مامان بابام برقرار کنم صب بخیر زوریه هرروزه و تهش چند دقیقه صحبت ک اونم حتما اخرش ب بحث کشیده میشه!

بابا امروز میگه رفتی خابگاه دگ قششششنگ نمازتو میخونیا، فک نکنی بت میگن امول و اینا. میگم اعتقاد من ب کسی ربط نداره کاری ب حرف هیچکی ندارم من بابا.میگه آره دگ ب باباتم رلط نداره.

نه خدایی مگه ربط داره بهش؟ اقا من از اون حرکت اولش ک مارو انداخت تو شکم مامانه ممنون نیستیم ولی از باقی کاراش ک با ی سری کارای دگ ریده بهش البته، مچکرم ولی خدایی دگ بهش ربطی نداره خدای من کیه! حالا هی چادر بکن سر من. من ک همدان چادر نمیپوشم ک انقد الان حرص و جوش میزنی واسه ی تیکه پارچه مشکی ک هیییییچ تضمینی واسه ی امنیت ایجاد نمیکنه بلکه مخل اسایشم هم هست. 

کلا این دوتا د هر حالتی مخالف منن بعد از اینکه باشون درد و دل نمیکنم ناراحت میشن. اخه من ک پد ضد افتابمو از شما قایم میکنم چ حرفی دارم بهتون بزنم؟!

کل وسیله ی تحمل من داداشم بود ک خدا گرفتش. دمش گرم . . .


با تاخیر زیاد اومدم اسم رمان رو بگم
یک بار نگاهم کن
ههه ممنون
فردا با نت دانشگاه حتما دان میکنم (((:
بعدا. دان کردم و حدودا 20ص خوندم اره 80درصدش خود خودمم اما با عرض پوزش از دست رمانایی نبود ک جذبم کنه تا اخرش. ممنون
ناخواسته یاد یه رمانی افتادم که نقش اولش یه دختری بود :)
هرروشی برای زندگیت داری باید تورو راضی کنه و همین بسه :)
موفق. باشی
چ رمانی؟خب اسمشم میگفتی 
ممنون
تو هم
ندارم!
همینجوری وبلاگ می خونم دیدم اومدید همدان. گفتم نظری داده باشم
اهان
خیلی ممنونم (:
با این پستت خیلی همدردی میکنم چون میدونم چی میگی. اصلا انگار منِ چند سال پیش اینا رو تایپ کرده! بهت حق میدم. منم دوست ندارم مادر شم :)
صحیییح.
خوب کاری میکنی (:
تو اون مورد بچه دار به نظر من یه جور ظلم در حق در اون بچه که بدون حق انتخاب وارد این دنیای مزخرف بشه ... معدود آدمایی هستن که به این مورد فکر کنن واقعا برات خوشحالم :)
این جریانی که بابات بهت گفته نمازو بخون دقیقا برا منم همین موضوع پیش اومد موقع رفتن به دانشگاه البته الان دیگه به حدی رسیده که چیزی نمیگن بهم ... تو خونه هم حتی بیخیالم شدن از این بابت چون هرچقد گفتن فهمیدن حرف تو کله ام نمیره ... تنها خوبیه دانشگاه اینه اینجا خود واقعیم هستم بدون هیچ پنهان کاری و تظاهر ... 
امیدوارم برا تو هم همینجور باشه :)
واسه اولی موشکرم.
منم یجچرایی واسه اینکه میتونم خودم باشم حوشحالم(:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan