my disturbed mind

. pain demands to be felt .


آلارم مرگ

خواب دیدم خودکشی کردم.

یجایی مثل بام شهر بودیم. آدما انگار ترکیب همه کسایی بودن ک اینجا میشناسمشون. بعد با دو نفر از پله های بام داشتم میومدم پایین، پله هایی ک انگار ته نداشت، داشتم دوتا یکی میکردم پله هارو، سر میخوردم و در نهایت عصبانیت و خوشحالی وقتی قرار بود روی پله بعدی فرود بیام تعادلمو بهم زدم و چندین متر سقوط کردم. و بیدار شدم.اونموقع آلارم گوشیم صدا میداد.

فکر میکردم شاید مرگ همینه. وقتی میمیری ارتباطت با دنیایی ک باعث مرگت شده از بین میره اما دلیل نمیشه تو از بین رفته باشی. انگار که ما هزاران نمونه داریم از خودمون ک صد ها بار تو خوابای مختلف مردن و ارتباطشون رو با دنیایی ک توش مرگ رو تجربه کردن از دست دادن.

مثل من ک وقتی تو خواب خوشحال و عصبانی، مردم؛ دیگه نتونستم دنیایی ک توش شهرش ی بام بزرگ با پله های قشنگ داشت رو تجربه کنم. دیگه هیچوقت هم نمیتونم.

شاید مرگ فقط بیدار شدنه. تو ی دنیای دیگه آلارمتو ب صدا در میارن و تو در خواب میمیری و بیدار میشی. دنیای خوابت رو از دست میدی اما هنوز در ی دنیای دیگه بیداری.

شاید ما خیلی بیشتر از چیزی ک ب نظر میرسه مرگ رو تجربه کرده باشیم. کسی چ میدونه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan