my disturbed mind

. pain demands to be felt .


لحظه ای دلم خواست سر به رویِ شانه ات خستگی دَر کُنَم....

سلام و عذر تقصیر واسه همه بی معرفتیام. این روزا مشغول بی معرفتیه دگران ب خود بودم و حواس پرت از داشتن دوستان مجازیه با معرفت تر از حقیقیاش.

باز هم از نو مینویسم
از دوستی میگم واستون ک چندسال همه حرفام مال اون بود و تنها ب خاطر دوستیش با پسری ک قبل ترها دوستم(ن دوست پسرم ها) بود دوستیش رو خیلیی ریز با من ب هم زد.
یا از کسی ک اصلا نمیدونم چ حسی بهم داره و ب چ چشمی نگام میکنه و البته دگ وقتشه همه فعل های مربوط ب اون رو هم ب ماضی صرف کنم. بهش گفته بودم اگر 1روز تو بی خبری ازت ولم کنی کلا دگ میخام ازت بیخبر باشم و 1 روز هم گذشت! این هم تمام
نمیدونم از ناشناسی ک خودش رو دوست قدیمیم معرفی میکنه و میگه فقط خاستم حالت رو بدونم خوشحال باشم یا شکاک!
خب اصن اینارو بیخیال
از زندگی دانشجویی جدید بگم براتون ک خوبه اما بی یار ک اونقدا خرسند نمیشیم. یارمون هم ک اول تابستونی گرفتن ازمون.
اخر هفته ها میرم خونه، بابا فقط اخم داره رو صورتش و کمر شکستش از اون ماجرا تو ذوق میزنه و تماما حق داره، اما هنوز هم ب چادرم گیر میده ولی دگ نمیپوشم. مامان ک کاملا مطمئنم نمیدونه از رفتن من ب خونه خوشحال باشه یا ناراحت ک چرا داداش دگ خونه نمیاد. سعی میکنه خوب باشه اما نیست.داداش کوچیکه ک قولی خودش ونتونی پیشه کرده و نمیدونم چ‌کار میتونم کنم اون افسرده نشه حداقل.
و من
اینجا
تنها،
بی دوست،
و نومیدوار از خونه
منتظرم وصال یار سر برسه.
و همچنان سعی میکنم ب خودم بقبولونم ک «زندگی هنوز خوشگلیاشو داره . . . » 
خوشحالم که با وبت آشنا شدم..
ولی ناراحت از ضایعه ی رخ داده .. همین اواخر بود ؟ درسته ؟ 

نمیدونم چطور باش کنار اومدین و پست گذاشتین درربارش ..
ممنون
بله 13 تیر
والا خودمم نمیدونم ):
:)))
بهله
سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵ , ۰۰:۰۵ ‌‌ ‍‌ صابر ‌ ‌
به نظرم تنهایی اصلاً، اصلاً و اصلاً بد نیست. به آدم خودسازی رو یاد میده و خیلی چیزایی که بدون تنهایی نمیشه یاد گرفت. همینطور خیلی امکانات رو در اختیار آدم میذاره. یه کمی زمانبره ولی تهش چیزای خوبی به آدم اضافه میشه. هی میگم «چیز» :-" واقعاً هم این چیزا معلوم نیست چون نسبیه. نمیشه یه عنوان خاصی بهش اتلاق کنم.
اون آخری رو به خودتون بقبولونید چون در مزخرف‌ترین و ظالمانه‌ترین شرایط ممکن بازم بهانه‌هایی برای ادامه‌ی زندگی پیدا میشه.
معذرت بابت پرحرفی -_-
ب نظر منم بد نیست اما این همه تاکید رو چندسال پیش داشتم.الان فقط یه اصلا بد نیست!
درست میگی
سعیمو میکنم
ممنون از وقت گذاشتن (:
چرا بی دوست؟
ما دوستاتیم و توام دوستمونی
اینجا همه تنهان حتی اگه دورشون شلوغ باشه

دوستان اینجا ک اصن ی چیز دگ ان
دوست جان
ولی خوبه این اتفاقا میوفته از این نظر می گم که حداقل آدم متوجه می شه با چه کسی رفاقت کرده! این جور وقتاس که ذات آدم ها رو می شه!
ایشالا دوست های جدید و بامعرفتی پیدا می کنی. ایشالا روزهای بهتری در پیشه.
اره دقیقا
خوله باز شناخته شدن
موشکرم عزیزم
واسه تو هم (:
خیلی وقت بود که رفتی گفتم شاید انقدر درگیر درس ودانشگاه شدی که اینجا رو کلا یادت رفته ... اما امروز بعد مدتها بازم سورپرایز شدم ...
خوشحالم زندگی دانشجویی برات خوب بوده امیدوارم به همین شکل پیش بره اما با وجود یار :)
بهترینا رو برات آرزو دارم مهندس :)
ن اتفاقا سر میزدم وباتون اما نو‌حوصله بودم
خوبه کسی از اومدنم سورپرایز میشه (:
ممنون یار ک پیش خداست 
و همچنین!(((:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
عـ ـشق بَچـه‍ بازیِ چَـند ه‍ورْمُونِ ـبـ ـی تربـیَت اَسـتــّ ؛
خودَتــ رآ پــ‌ ـیرِ ایــن بـَچه‍ بازی ها نـَکُن !
Designed By Erfan Powered by Bayan