my disturbed mind

. pain demands to be felt .


افکار ژولیده - 5

مثل همیشه سلام


بازم تکرار اشتباه همیشگی

گیج و منگم از اشتباهم

درد شکمم زیاد شده چندماهی هست بیشتر از همیشست.اگه اینبارم همون همیشگی باشه میشه بار 5ام

تا الان 4بار هربار 4ماه بیتحرکی مطلق ک ی وقت این بیماری لعنتی گند نزنه ب تموم زندگی ایندم 4ماه خوردن قرصی ک همش عوارضه و از اینی ک هستم مزخرف ترم میکنه. حس میکنم ی سری از رفتارام واسه خوردن همون قرصست.

نمیخوام منفی باشم

دارم تموم سعیمو میکنم موج منفی رو از خودم دور کنم ولی زور من از انرژی موجه کمتره انگار

انگار قرار نیست دگ از چیزی یا کسی خوشم بیاد

انگار قراره همچنان تو همین اعتقادات مزخرف نصفه نیمه مبهم باقی بمونم

انگار قرار نیست پست دپ نذارم

و بازم مثل همیشه سردرد . . .

موزیک الان :


im so tired of being here

supressed by all my childish fears

if u have to leave

i wish that u would just leave

...

click

ملت اینارو ب عشق از دست رفتشون میگن و من از این "عشق از دست رفته"فقط از دست رفشو دارم (عشقشو ک من نداشتم)

راستش بیشتر ب مکالمه درونیم با خودم شبیهه تکست این موزیک


***

بعدانوشت1. داداشی جووونم داره میاد خونه بعد دوماه.ب جرئت میگم از خونواده ی 5نفریمون اونو دوست دارم فقط

بغل داداش بعد دوماه ینی فاز منفی پر تا چند روز ک تنم بو ادکلن تلخشو داره

بعدانوشت2. اون "عشق از دست رفته" هم بعدا مینویسم

بعدانوشت3. کلیک

۱ ۲
درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan