my disturbed mind

. pain demands to be felt .


right again

نمیدونم چی بنویسم! این از اون پستاست ک اصلا نیاز نیست بخونیدش، پس اگه وقت ندارید ctrl+f4!

گویا هفته ی آینده رو قراره تنها باشم تو اتاق. این خوبه. خوشم میاد کسی پیشم نباشه اما خوشم نمیاد کسی پشتم نباشه! بازم اون احساسات بی اعتمادی ب دیگران داره بر میگرده و اصلا دوسشون ندارم.!

فک کنم من تا ترم آخر هم روز اول دانشگاه رو برم سر کلاس. :دی

اصن نمیدونم چی بنویسم!!!!!!!!!!!!!ولی کلی چیز گفتنی دارم!

مثلا اینکه ما را ب سخت جانی خود این گمان نبود، یا مثلا اینکه بسیار دلتنگم، اخیرا حسرتای مونده رو دلم از تیرماه پارسال دارن بالا میگیرن. کاش بتونم تابستون امسال رو کارآموزی بگیرم ک بیشتر خونه نباشم! 

چای میخورین؟ /:

درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan