my disturbed mind

. pain demands to be felt .


نی بی تو دمی زیستنم امکان است . . .

عادت کرده ایم اسفند را با تو آغاز کنیم قربانتان شوم.

آن تیر ماهِ بی تو تمام نشد و این اسفند های بعد تو شروع نمی شود. فصل هایمان را به هم زده ای. همه را پاییز می گذرانیم گویی. از آن پاییز های بی طلوعِ سرد. از همان ها که ابرهایش تمام طول روز را بغض می کنند و بادهایش سوزناک از لای پنجره صدای دلتنگی می دهند. درخت ها انگار تمام طول سال لُختند از برگ و زندگی. برده ای همه را، هرچه زندگی بوده با خود برده ای!

شب های پاییز هم که میدانی؛ هرقدر دلتنگ باشی، همانقدر بی پایان می شود. شب های بی ستاره ی بی طلوع. 

اصلا از همان تیر ماه که رفتی همه جا پاییز شد، همه چیز در حدفاصل یک غروب غم انگیز ابری و شبی بی ستاره گیر افتاد. 

این اسفند را می توانی منت بگذاری بر تخم چشم هایمان، دوباره آغاز شوی؟


چشم‌ها و چشمه‌ها خشکند . . .

انگیزه هامو دارم از دست میدم. چندبار اینطوری شدم اما هربار خیلی زود خودمو جمع و جور کردم و زود برگشتم به روال عادی. ولی الان؛ خیلی وقته انگیزه هام رو دارم یکی یکی از دست می دم و هیچ کاری نمیتونم راجع بش انجام بدم!

هر تلاشی بیهوده است. هیچ راه جدیدی به ذهنم نمی رسه که امتحان نکرده باشم. 

نمیدونم ناراحتم، عصبیم، خسته ام. نمیدونم. فقط می دونم این همه کلافگی و بی حوصلگی از بی هدفی نیست، چون هدف دارم. هم کوتاه مدت هم بلند مدت! فقط از فقدان انگیزه است. 

فک میکنم به یه نفر دومی تو زندگیم احتیاج دارم. 

خوب میشد اگه الان به داداش زنگ میزدم، جواب میداد و حتی با 1دقیقه کلی انرژی بهم می داد. 


آیا چیره خواهی شد، بر پلیدی ها؛ که ما عمریست در گرداب آن غرقیم؟



ما برابریم، فقط بعضی بیشتر . . .

تقریبا مطمئنم ما به دنیا اومدیم تا بی عدالتی ببینیم. جنگ ببینیم و اختلافات بیخودی ادیان، فرهنگ ها، سنت ها و آدم ها.

جورج اورل تو کتاب قلعه حیوانات خیلی خوب گفته که: همه برابرند، فقط برخی از برخی دیگر برابرترند.

خدا داره با ما بازی میکنه. مثل ما ک وقتی بچه بودیم واسه عروسکامون زندگی می ساختیم. اگه بازیچه نباشیم پس چی هستیم؟ 

اسلام میگه این دنیا واسه اینه که به اون دنیا برسیم. کدوم دنیا؟  خب این ب جز پاک کردن صورت مسئله چیه؟ اسلام ما رو به آدمی تبدیل کرده ک باید برای هیچی بجنگیم و امید به ناجی داشته باشیم که فقط تو کتابا اومده! 

میگن ما اشرف مخلوقاتیم. خدایی ک اشرف مخلوفاتش انقدر وحشی و بی رحمه، چه خداییه؟ 

ما اشرف مخلوقات نیستیم. ما بازیچه ایم. کسی چه میدونه حیوونا عقل دارن یا نه؟ شاید همونطور که ما اونا رو بدون عقل تصور کردیم و می بینیم، اونا هم ما رو اینطوری ببینن!

ماها حاصل کلی اتفاق ناگهانی هستیم که حالا دنبال دلیل وجودمونیم. واسه همین دین ساختیم واسه خودمون. سر خودمون رو به بهشتی ک هیچکس ندیده گرم کردیم. به ما یاد دادن نقد رو ول کنیم نسیه رو بچسبیم!

تخم ما اتفاقی تو یه پروسه ی ارضای جنسی درگیر میشه و اتفاقی مادر پدرمون مشخص میشه، اتفاقی به ی انسان کامل تبدیل میشیم و با آدمای اتفاقی آشنا می شیم. 

چرا انقدر اصرار دارین واسه این عالم بیکران قاعده بتراشید؟

اینجا اگه قاعده داشت که اینقدر بی عدالتی نبود. این همه نابرابری عجیب نیست؟


دختر انقلاب

تحسین برانگیزه. 

اما، حتی اگه یه روزی حق انتخاب پوشش قانونی شه، با وجود خانواده ی متعصبی که دارم، باید حجاب بذارم! دلگیره...

درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan