my disturbed mind

. pain demands to be felt .


چون شمع به خنده . . .

دیروز اینا کلی نوشتم بعد نتم رفت و دگ اینحا سیو نشده بود و اونقدر بی حوصله بودم ک دگ ننوشتم!

حال و احوالم ناجوره! اما نمیدونم چجوره دقیقا /:

همه چی عالیه فقط گویی روی همه چی ی حاله ی مات از دلتنگی گذاشتن و نمیذارن 100درصد لذتشو ببرم!

دلتنگ خ چیزام!

الانم حوصله ندارم زیاد بنویسم فقط خاستم ی چی گفته باشم.

دوست دارم بتونم ی دوست خوب پیدا کنم، کاش میم هم امسال با من بود! -_-

ی چنل زدم...

[رفتم و اومدم،الان ک فک میکنم زیاد میحرفم]

... ی چنل زدم واسه یهویی های ذهنم و لینکشو فقط اینجا میذارم. احتمالا اونجا فعال تر باشم. دوست دارم دوستای وبلاگیمو ببینم اونجا! ’_’

اینستامو دیلیت اک زدم،‌حداقل واسه مدتی. بلکه همه ی اون ادمای قدیمی رو نبینم دگ.

اقا اصن ولش

همینا بسه فعلا

تو کانال منتظر حضور سبزتان هستیم دی: 

https://telegram.me/myDisturbedmind

+ چون شمع به خنده رخ برافروخت / خندید و به زیر خنده می سوخت

درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan