my disturbed mind

. pain demands to be felt .


من،من گمگشته را در خویش میجوید

خب ،مثلا سلام

80 و اندی روز تا کنکور مونده،کنکوری ک شده پل رسوندن من ب اینده ای ک فقط دارم واسش رویابافی میکنم

خیلی وقته درست درس نمیخونم. اصن نمیدونم هم چرا

البته شایدم بدونم

شاید واسه این گسترش دنیام باشه

شاید واسه تغییر اعتقادات و پیدا نکردن جایگزین واسشون باشه

شاید واسه غرولندای مامان باشه

شاید واسه حس مزخرفی باشه ک وقتی یادم میاد بابام بم اعتماد نداره باشه

میتونه حتی ب خاطر این باشه ک من تغییر کردم..واقعا تغییر کردم و منــِ خودم دگ اون منی نیست ک چند ماه پیش بود و این درحالیه ک ظاهرم همون ظاهر چندماه پیشه.فقط دارم تظاهر میکنم ک واای من چ دختر مطیعیم،من کلا طبق اعتقادات خانواده و بزرگان فامیل رفتار میکنم.واای من چقد ب اینا اعتقاد دارم

دارم منفجر میشم از فکرای غیر مجاز(از نظر خونه) 

نمیدونم

شایدم واسه استرسه کنکوره

شاید ب ختطر همین استرسه فوبیام هم شدید شده و تقریبا 3شب در هفته نچنمیتونم بخابم و لامپ اتاق باید تا صبح روشن باشه،دوتا گوشم با هم هندزفری نداشته باشه تو اون شبا و اگه کسی مباشه باش بچتم تا صبح از این ترس مزخرف سکته کنم!

حس میکنم این کاری ک میکنم اصن زندگی نیست!

+غلطای املایی رو ببخشین،با گوشی میتایپم.

+مرسی از کامنتاتون،دوس دارم با حس خوب جوابشونو بدم پس میذارم بعدا تایید میکنم.

+این ستارن زردا هم ک یه عالمست و چند وقته روشنه بعدا خاموش میکنم، عذر تفصیر..

و اینکه . . . 

ادامه دارد


sardargomi

سلام

عاقا من نمیفمم فازم چیه

😐😕

فک کنم باز بیام اینجا

🙄😶🤔

درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan