my disturbed mind

. pain demands to be felt .


افکار ژولیده - نمیدونم چندمی

حالم بس ناجوانمردانه بد است

کامپیوترم خراب شده از همون آخرین پستم و همچنان خرابه. موبایلم هم ک وقتها پیش خراب شده بکد و همچنان موبایل جدید خریداری نشده

یعنی کلا دنیای مجازی فرت

الانم با موبایل برادر محترم کوچولو اینجام و امیدوار ب خونده شدن

اصلا نمیدونم از چی بگم و از الا بگم ک این پست طولانیه. بی حوصله ها خوندنو همینجا متوقف کنن

از اینکه تنهاییم شدت گرفته یا اینکه با این حال زیاد شده ، نمیدونم !

درسا خیلی سنگین و زیاده بخصوص واسه من ک پایه رو قبلا نخوندم و حتما باید جایی دور از خونه قبول شم.

خونه !

با خودم میگم تعریفت از خونه چیه؟! 

نمیدونم. تنها چیزی ک از خونه دیدم غذایی واس۷ه خوردن داشتن و درک نشدن از طرف ساکنین اونجاست.

خونه یعنی یه جا ک وقت خوردن غذا ساکنین همدیگر رو میبینن و مدام از هم امتظار دارن . فقط چون تو یه خونه هستن

درک نمیشم . هیچکس نمیفهمه چی میگم و تنها حرفشون اینه ک باید قانع باشی. یا دختر ک از این حرفل نمیزنه. یا دختر ک نباید ب وضعش اعتراض نمیکنه.

دختر ک.... هر فعل منفیه دگ

فهمیده نمیشم. یعنی اطرافیانم اینقدر کسخولن ک نمیتونن بفهمنم؟! 

اعتقاداتم داره ب گا میره...

دگ حوصله ندارم بیشتر بنویسم!

got a little too much in my head

Designed By Erfan Powered by Bayan