my disturbed mind

. pain demands to be felt .


روزمره

دیشب تا 3 بیدار بودم. میتونستم زودتر بخابم اگه زودتر مباحث دیروزمو تموم کرده بودم. یعنی اگه یک ساعت یا میم وقتم گرفته نمیشد یا آقای پ بهونه گیری نمیکرد از رفتارم و مجبور نمیشدم باش حرف بزنم ک رابطه م خوب بمونه. 

امتحانای سنگینی دارم و تلاشم ب استفاده از چندروز فرجه س. الان خسته ام. از مباحث امروزم عقب افتادم و مغزم از یک هفته گذشته ای ک بد خوابیدم خسته س. 

امیدوارم بتونم نمره های خوبی بگیرم. 

+چرا دور و برم پر شده از تظاهر؟



بیگانه

در خونه خودم، در جمع خونواده ای ک من رو دختری موفق و پرتلاش میدونن، در فامیلی که نظر من براشون مهمه، به غایت احساس بیگانگی می کنم. 

مشکل واضحی بین من و بقیه نیست، احتمالا مشکل خودمم. من از معاشرت با افراد بیگانه دور و برم لذت نمیبرم و این به معنی دوست نداشتنشون نیست. 

دوری و دوستی چشه؟


چهارشنبه 16 آبان

سرم شلوغه. گاهی خسته میشم گاهی میگم ولش کن بابا فاک ایت. ولی فعلا ول نکردم (:

دستم ب نوشتن نمیاد. نمیخام چرت و پرت بنویسم فقط خواستم بدونید هنوز هستم و اینجا رو ولی نکردم!


بدون هیچ نشانه ای

دارم در افسردگی غلت میزنم!

اصنم نمیدونم چیکارش کنم!

همه چی رو دارم طبق برنامه جلو میبرم و ظاهرا مشکلی نیست اما خودم دارم حسش میکنم.

داره از ی نقطه روحم رو میخوره.


strong desire

میلی شدید به اتمام تعفن زندگی!


آلارم مرگ

خواب دیدم خودکشی کردم.

یجایی مثل بام شهر بودیم. آدما انگار ترکیب همه کسایی بودن ک اینجا میشناسمشون. بعد با دو نفر از پله های بام داشتم میومدم پایین، پله هایی ک انگار ته نداشت، داشتم دوتا یکی میکردم پله هارو، سر میخوردم و در نهایت عصبانیت و خوشحالی وقتی قرار بود روی پله بعدی فرود بیام تعادلمو بهم زدم و چندین متر سقوط کردم. و بیدار شدم.اونموقع آلارم گوشیم صدا میداد.

فکر میکردم شاید مرگ همینه. وقتی میمیری ارتباطت با دنیایی ک باعث مرگت شده از بین میره اما دلیل نمیشه تو از بین رفته باشی. انگار که ما هزاران نمونه داریم از خودمون ک صد ها بار تو خوابای مختلف مردن و ارتباطشون رو با دنیایی ک توش مرگ رو تجربه کردن از دست دادن.

مثل من ک وقتی تو خواب خوشحال و عصبانی، مردم؛ دیگه نتونستم دنیایی ک توش شهرش ی بام بزرگ با پله های قشنگ داشت رو تجربه کنم. دیگه هیچوقت هم نمیتونم.

شاید مرگ فقط بیدار شدنه. تو ی دنیای دیگه آلارمتو ب صدا در میارن و تو در خواب میمیری و بیدار میشی. دنیای خوابت رو از دست میدی اما هنوز در ی دنیای دیگه بیداری.

شاید ما خیلی بیشتر از چیزی ک ب نظر میرسه مرگ رو تجربه کرده باشیم. کسی چ میدونه؟

۱ ۲ ۳ . . . ۱۶ ۱۷ ۱۸
درباره من
هرگز کسـی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست، که من به زندگی نشسته ام!
Designed By Erfan Powered by Bayan